پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۹

ز اختر طالع که مهر او همه کین است

خیر ندیدیم اگر چه خیر درین است

دوست به هیچم فروخت با همه زاری

یار فروشی درین زمانه همین است

آینهٔ حسن و عشق روی برویند

شوری بختم از آن لب نمکین است

دیده عزیز است از سرشک جگرگون

قیمت خاتم به اعتبار نگین است

در دل ما از غبار محنت گیتی

زخم جفاها چو جاده خاک‌نشین است

خوبی ظاهر مخر به هیچ که دریا

دشمن جان آمد و گشاده جبین است

صورت حال مرا چو روی نکویان

زلف پریشانی از یسار و یمین است

ریش به قدر عصا گذار که امروز

کوتهی ریش هتک حرمت دین است

در دل پر کلفت کلیم ز هجران

بسکه غبار است نقد داغ دفین است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۱از کمی مشتری جنس سخن خوار نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۲تمام کاهش تن جمله آفت جان است
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۳پاس وفا داشتیم، بی اثر افتاده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۴روزی طلب مکن تو چه دانی که آن کجاست
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۵زین چمن عاشق ز نخل عیش هرگز برنداشت
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۶بعد وارستگیم سوز تو در تن باقیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۷آن یار گزین که خشمگین نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۸گنج دردش که به جز ناله نگهبانش نیست
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.