پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۳

پاس وفا داشتیم، بی اثر افتاده است

آفت اوقات بود خوب برافتاده است

شکوه ام از دهر نیست، داد زابنای او

در همه ملک این پدر بد پسر افتاده است

بسکه درین تنگنا چشم دلم تنگ شد

دیده ام از گلرخان بر کمر افتاده است

بر سر رحم آمد از ناله فرو خوردنم

تیر نیفکنده ام کارگر افتاده است

گرمی احباب را دیده و سنجیده ام

سردی ایام از آن گرمتر افتاده است

رشته گوهر شده است جاده ها سربسر

در ره سودای او بسکه سرافتاده است

ظاهر و باطن کلیم، همچو حبابم یکیست

صد نظر از کار ما پرده برافتاده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۵زین چمن عاشق ز نخل عیش هرگز برنداشت
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۶بعد وارستگیم سوز تو در تن باقیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۷آن یار گزین که خشمگین نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۸گنج دردش که به جز ناله نگهبانش نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۹کوهکن تعلیم خارا سفتن از استاد داشت
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۰دلم با چشم تر یکرنگ از آنست
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۱چو هست قدرت دست و دل توانگر نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۲آهم ز سرکشی بتلاش اثر نرفت
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.