پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۵

ما را تپیدن از غم دنیا، شعار نیست

صد شکر کآب طینت ما موج‌دار نیست

بی‌جذبهٔ جنون نرسد کس به هیچ جا

سالک به راه مانَد اگر نی سوار نیست

روشندلان حباب‌صفت، دیده بسته‌اند

روزن چه احتیاج اگر خانه تار نیست

آن را که دل ز مشرب منصور آب خورد

کشکول فقر او به جز از چوب دار نیست

قطع امید کرده نخواهد نعیم دهر

شاخ بریده را نظری بر بهار نیست

دل را که باشد آتش شوقی، به غم چه کار؟

آئینهٔ گداخته جای غبار نیست

مجلس‌فروز گبر و مسلمان، یک آتش است

در سنگ دیر و کعبه بجز یک شرار نیست

لوح مزار خویش ز دیوان خود کنم

یعنی مرا به غیر سخن یادگار نیست

در گلشنی که عشق بود باغبان، کلیم!

جز آشیان سوخته بر شاخسار نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۷در شراب صحبت احباب زهر غفلت است
  2. غزل شمارهٔ ۹۸آن درد که استخوان‌شکن نیست
  3. غزل شمارهٔ ۹۹ز اختر طالع که مهر او همه کین است
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۰نخل امید ز بار افتاده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۱از کمی مشتری جنس سخن خوار نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۲تمام کاهش تن جمله آفت جان است
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۳پاس وفا داشتیم، بی اثر افتاده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۴روزی طلب مکن تو چه دانی که آن کجاست
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.