پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۳

آزادگی ز منت احسان رمیدن است

قطع امید دست طلب را بریدن است

بحری است زندگی که نهنگش حوادث است

تن کشتی است و مرگ به ساحل رسیدن است

سیر ریاض عالم جان با حجاب تن

گلزار را ز رخنهٔ دیوار دیدن است

در دور ما ز خست ابنای روزگار

دشوارتر ز مرگ، گریبان دریدن است

در کوی دوست خاک‌نشینی ز حد گذشت

ای تیغ جور، نوبت در خون طپیدن است

تدبیر تنگدستی جستم ز عقل، گفت

دستی که کوته است علاجش بریدن است

افتاد پیش در سخن آن‌کس که ایستاد

عیب کمیت خامه درین ره دویدن است

در بند خانه با همه آزادگی، کلیم

از اشتیاق پای به دامان کشیدن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۵ما را تپیدن از غم دنیا، شعار نیست
  2. غزل شمارهٔ ۹۶چمن ز سردی ایام برگ و بار گذاشت
  3. غزل شمارهٔ ۹۷در شراب صحبت احباب زهر غفلت است
  4. غزل شمارهٔ ۹۸آن درد که استخوان‌شکن نیست
  5. غزل شمارهٔ ۹۹ز اختر طالع که مهر او همه کین است
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۰نخل امید ز بار افتاده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۱از کمی مشتری جنس سخن خوار نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۲تمام کاهش تن جمله آفت جان است
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.