پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۲

پیوسته دل ز قطع امید آرمیده است

راحت درین چمن بر نخل بریده است

صبرم به جستن دل گمگشته رفته است

طفل سرشک در پی رنگ پریده است

با گریه خنده‌رویم و با ناله گرم خون

باز از شراب غصه دماغم رسیده است

شاد است بخت بد که به مفتم ز دست داد

گوئی مرا فروخته یوسف خریده است

بی‌مزد دست، خار ز پائی نمی‌کشد

همراهی زمانه بدینجا کشیده است

تا چند نیش عقربی از دخل کج خورم

کسب کمال شعر دلم را گزیده است

رنگین سخن گمان نبری خویش را، کلیم

کز خامهٔ بریده زبان خون چکیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۴درِ صد زخم جفا زان مژه بر دل باز است
  2. غزل شمارهٔ ۹۵ما را تپیدن از غم دنیا، شعار نیست
  3. غزل شمارهٔ ۹۶چمن ز سردی ایام برگ و بار گذاشت
  4. غزل شمارهٔ ۹۷در شراب صحبت احباب زهر غفلت است
  5. غزل شمارهٔ ۹۸آن درد که استخوان‌شکن نیست
  6. غزل شمارهٔ ۹۹ز اختر طالع که مهر او همه کین است
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۰نخل امید ز بار افتاده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۱از کمی مشتری جنس سخن خوار نیست
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.