پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۰

صبح شکفتگی ز شفق کم بهاتر است

خو کن به گریه، خنده ز گل بی‌وفاتر است

رسم رهش ز همت اهل جهان مخواه

طفل‌اند و دستشان به دهن آشناتر است

ما اجر از عبادت ناکرده می‌بریم

هر طاعتی که فوت شود بی‌ریاتر است

در باغ دهر از خنکی‌های روزگار

هر جا سموم بیش وزد خوش هواتر است

بر ساز بخت تار کشیده است عنکبوت

طنبور ما ز دست تهی بی‌نواتر است

لخت جگر به کوی تو نگرفت قدر اشک

آتش ز آب در همه جا کم‌بهاتر است

دیدم کلیم، فقر غنی، کلبهٔ فقیر

ویرانهٔ جنون ز همه دل‌گشاتر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۲پیوسته دل ز قطع امید آرمیده است
  2. غزل شمارهٔ ۹۳آزادگی ز منت احسان رمیدن است
  3. غزل شمارهٔ ۹۴درِ صد زخم جفا زان مژه بر دل باز است
  4. غزل شمارهٔ ۹۵ما را تپیدن از غم دنیا، شعار نیست
  5. غزل شمارهٔ ۹۶چمن ز سردی ایام برگ و بار گذاشت
  6. غزل شمارهٔ ۹۷در شراب صحبت احباب زهر غفلت است
  7. غزل شمارهٔ ۹۸آن درد که استخوان‌شکن نیست
  8. غزل شمارهٔ ۹۹ز اختر طالع که مهر او همه کین است
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.