پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۹

جلوهٔ پیچ و خم از موی کمر خواهد رفت

تاب این رشتهٔ باریک بدر خواهد رفت

دل ز سودای سر زلف تو خواهد واسوخت

از سر مجمرم این دود بدر خواهد رفت

یک جهان بار شکایت ز جهان خواهد بست

هر که از کشور هستی به سفر خواهد رفت

خار هم در قدم راهروان در سفر است

گل سپر گر نشود تا به جگر خواهد رفت

سفر ملک فنا ایدل اگر خواهی کرد

وقت شد قافلهٔ شمع سحر خواهد رفت

گر چنین شعله کشد کینهٔ یاران وطن

چون شرر در سفرم عمر بسر خواهد رفت

به کمال ار برسد رابطهٔ راز و نیاز

دود شمع از سر پروانه بدر خواهد رفت

چرخ با صاف‌دلان بس‌که بهانه طلب است

رشته گر پاره شود آب گهر خواهد رفت

گوش بر گریه‌ام افکن که سخن از تف دل

آب خواهد شد و از دیدهٔ تر خواهد رفت

گر به شمشیر دهد تاب تف خون کلیم

جوهر از تیغ برون همچو شرر خواهد رفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۱پیری رسید و موسم طبع جوان گذشت
  2. غزل شمارهٔ ۹۲پیوسته دل ز قطع امید آرمیده است
  3. غزل شمارهٔ ۹۳آزادگی ز منت احسان رمیدن است
  4. غزل شمارهٔ ۹۴درِ صد زخم جفا زان مژه بر دل باز است
  5. غزل شمارهٔ ۹۵ما را تپیدن از غم دنیا، شعار نیست
  6. غزل شمارهٔ ۹۶چمن ز سردی ایام برگ و بار گذاشت
  7. غزل شمارهٔ ۹۷در شراب صحبت احباب زهر غفلت است
  8. غزل شمارهٔ ۹۸آن درد که استخوان‌شکن نیست
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.