پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۸

ای به از گل بر سر احباب خاک خواری‌ات

چاره‌ساز جان کار افتاده زخم کاری‌ات

در کنار نامهٔ اغیار یادم کرده‌ای

تا بدانم بعد از این قدر فرامش‌کاری‌ات

ایدل از آب حیات نامه‌های دوستان

بر کناری همچو خس دائم ز بی‌مقداری‌ات

راه قاصد را به مژگان رفت و چشم انتظار

عاقبت آورد بهر ما خط بیزاری‌ات

مرهم زخم دلم چون لاله غیر از داغ نیست

چشم دارم اینقدر دلجوئی از غمخواری‌ات

بخت شورم منفعل دارد که با آن بی‌کسی

بسته مرهم از نمک هر دم به زخم کاری‌ات

دیدهٔ امید را کردی سفید از انتظار

دوستان را خود نبود این چشم از دلداری‌ات

کشور مهر و وفا بسیار بد آب و هواست

تا درین ملکی دلا لازم بود بیماری‌ات

نالهٔ بلبل درین گلزار بس باشد کلیم

خاطر گل را چه رنجانی تو هم از زاری‌ات؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۰صبح شکفتگی ز شفق کم بهاتر است
  2. غزل شمارهٔ ۹۱پیری رسید و موسم طبع جوان گذشت
  3. غزل شمارهٔ ۹۲پیوسته دل ز قطع امید آرمیده است
  4. غزل شمارهٔ ۹۳آزادگی ز منت احسان رمیدن است
  5. غزل شمارهٔ ۹۴درِ صد زخم جفا زان مژه بر دل باز است
  6. غزل شمارهٔ ۹۵ما را تپیدن از غم دنیا، شعار نیست
  7. غزل شمارهٔ ۹۶چمن ز سردی ایام برگ و بار گذاشت
  8. غزل شمارهٔ ۹۷در شراب صحبت احباب زهر غفلت است
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.