پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۳

زان سینه چه راحت که ره زخم به در نیست

بادی نخورد بر دل اگر خانه دو در نیست

با این همه تنگی که نصیب دهن اوست

داغم که چرا روزی ارباب هنر نیست

چشمت غم آن زلف سیه روز ندارد

از ماتم همسایه درین خانه خبر نیست

از خضر مکش منت بیجا، به ره عشق

کز بحر ره قافلهٔ موج به در نیست

زان غمزه به دل می‌رسدم از ره دیده

صد زخم که در پیش رهش سینه سپر نیست

از چرخ چه مینالی اگر بخت نداری

بی‌طالعی طفل ز تقصیر پدر نیست

زین صرفه که در طینت ایام سرشتند

در باغ جهان مایه اگر هست ثمر نیست

گر بار به دوزخ نگشائیم چه سازیم

ما را که مطاعی بجز از هیزم تر نیست

در خاک وطن تخم مرادی نشود سبز

بیهوده کلیم اینهمه سرگرم سفر نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۵سردمهری‌های دوران را تلافی از تب است
  2. غزل شمارهٔ ۷۶یک‌رنگم و در کوی دو رنگیم وطن نیست
  3. غزل شمارهٔ ۷۷گر به قسمت قانعی بیش و کم دنیا یکی است
  4. غزل شمارهٔ ۷۸به ملک حسن که فیضی ز آشنائی نیست
  5. غزل شمارهٔ ۷۹یک شهر سنگدل را یک سخت‌جان بس است
  6. غزل شمارهٔ ۸۰دل که چون نرگس مستت به شراب افتادست
  7. غزل شمارهٔ ۸۱آنکه زخمی از زبان او نخوردم سوسن است
  8. غزل شمارهٔ ۸۲از من غبار بس‌که به دل‌ها نشسته است
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.