پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۰

دل که چون نرگس مستت به شراب افتادست

دفتر معرفت ماست در آب افتادست

ما ز آغاز و ز انجام جهان بی‌خبریم

اول و آخر این کهنه کتاب افتادست

غمزه‌ات کار دلم ساخت به یک چشم زدن

دامنی تا زدی آتش به کباب افتادست

شُکر چشم تو کند محتسب شهر کزو

هر کجا میکده‌ای هست خراب افتادست

شیشه از باده به رنگی است که می‌پنداری

دختر رز را آتش به نقاب افتادست

از حریفان قمار تو نمانده است کسی

کار سر باختن اکنون به حباب افتادست

بر رخ ساقی گلرنگ پریشانی زلف

عکس موجی است که بر روی شراب افتادست

دفتر حسن بهار است که در عهد تو شست

برگ گل نیست که از باد در آب افتادست

چشمه‌ساری شده است از نگه شادابش

چشم گریان کلیم ار به سراب افتادست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲از من غبار بس‌که به دل‌ها نشسته است
  2. غزل شمارهٔ ۸۳جز از غبار مذلت دلم جلا نگرفت
  3. غزل شمارهٔ ۸۴به زخم تیر جفا مرهم عتاب چراست
  4. غزل شمارهٔ ۸۵شیوهٔ نادان بود بر عاشق بیدل گرفت
  5. غزل شمارهٔ ۸۶هر قدم لغزیدنی فرش قدمگاه من است
  6. غزل شمارهٔ ۸۷محتسب بر حذر از مستی سرشار من است
  7. غزل شمارهٔ ۸۸ای به از گل بر سر احباب خاک خواری‌ات
  8. غزل شمارهٔ ۸۹جلوهٔ پیچ و خم از موی کمر خواهد رفت
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.