پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۵

شیوهٔ نادان بود بر عاشق بیدل گرفت

بر اصول رقص بسمل کی کند عاقل گرفت؟

عشق با سیلاب پنداری ز یک سرچشمه است

جای خود ویران کند هر جا دمی منزل گرفت

طبع بی‌انصاف را از عیب جوئی چاره نیست

گر به زیر تیغ آمد نکته بر قاتل گرفت

هر کجا سامان فزون‌تر بهره‌مندی کمتر است

تشنه زاب جوی بیش از سیل کام دل گرفت

موج می تیغ است بر وی جلوهٔ گل آتش است

هر کجا طبع بلند از دهر بی‌حاصل گرفت

سفله چون دستش قوی گردد زبون‌کش می‌شود

حرص هر جا غالب آمد لقمه از سائل گرفت

بادهٔ صحبت اگر یکدم بود دارد اثر

تیغ، تعلیم به خون غلتیدن از بسمل گرفت

راه عشق است اینکه نتوان بی‌ادب یک گام رفت

گَرد اگر برخاست از جا، رخصت از محمل گرفت

رفت عمرم در سفر چون موج و نتوانم کلیم

گوشهٔ امنی درین دریای بی‌حاصل گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۷محتسب بر حذر از مستی سرشار من است
  2. غزل شمارهٔ ۸۸ای به از گل بر سر احباب خاک خواری‌ات
  3. غزل شمارهٔ ۸۹جلوهٔ پیچ و خم از موی کمر خواهد رفت
  4. غزل شمارهٔ ۹۰صبح شکفتگی ز شفق کم بهاتر است
  5. غزل شمارهٔ ۹۱پیری رسید و موسم طبع جوان گذشت
  6. غزل شمارهٔ ۹۲پیوسته دل ز قطع امید آرمیده است
  7. غزل شمارهٔ ۹۳آزادگی ز منت احسان رمیدن است
  8. غزل شمارهٔ ۹۴درِ صد زخم جفا زان مژه بر دل باز است
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.