پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۶

هر قدم لغزیدنی فرش قدمگاه من است

چاه راهم چون قلم پیوسته همراه من است

گشته از افتادگی آن سرفرازی حاصلم

کاسمان در سایهٔ دیوار کوتاه من است

از طریق راست خاشاکِ خطرها رفته‌اند

هر چه در راه من است از طبع گمراه من است

گرچه راهی را به سر طی می‌کنم همچون قلم

سرنوشت تازه‌ای هر گام در راه من است

روی مقصودی ندیدم هیچگاه از پرده‌پوش

سرمهٔ افتاده از چشم اثر آه من است

بس شکست از کارگاه مومیائی دیده‌ام

روز بد هرگز نبیند گرچه بدخواه من است

کاهش فقر از غرور خاکساری کم نکرد

همت پرواز عنقا در پر کاه من است

این فغان جان و دل آخر نمی‌گردد کلیم

هر چه جانکاه است در این راه دلخواه من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۸ای به از گل بر سر احباب خاک خواری‌ات
  2. غزل شمارهٔ ۸۹جلوهٔ پیچ و خم از موی کمر خواهد رفت
  3. غزل شمارهٔ ۹۰صبح شکفتگی ز شفق کم بهاتر است
  4. غزل شمارهٔ ۹۱پیری رسید و موسم طبع جوان گذشت
  5. غزل شمارهٔ ۹۲پیوسته دل ز قطع امید آرمیده است
  6. غزل شمارهٔ ۹۳آزادگی ز منت احسان رمیدن است
  7. غزل شمارهٔ ۹۴درِ صد زخم جفا زان مژه بر دل باز است
  8. غزل شمارهٔ ۹۵ما را تپیدن از غم دنیا، شعار نیست
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.