پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۴

به زخم تیر جفا مرهم عتاب چراست

نمک به روی نمک بر دل کباب چراست؟

فلک به تشنه‌لبان قطره را شمرده دهد

به عاشقان، کرمِ اشک بی‌حساب چراست؟

تمام نسل بزرگان اگر نکو باشند

ز بحر زاده تنک ظرفی حباب چراست؟

ز ذوق فقر و فنا بی‌خبر چه می‌داند

که جغد معتکف خانهٔ خراب چراست؟

تو در کنار کسی در نیامدی به خیال

کمر همیشه در آغوش پیچ و تاب چراست؟

شبی است عمر طبیعی چو شمع عاشق را

به قتل سوختگان پس ترا شتاب چراست؟

گزک ضرور نباشد شراب غفلت را

دلت بر آتش حرص اینقدر کباب چراست؟

کلیم مرغ دل بال و پر شکستهٔ ما

همیشه در قفس از چنگل عقاب چراست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۶هر قدم لغزیدنی فرش قدمگاه من است
  2. غزل شمارهٔ ۸۷محتسب بر حذر از مستی سرشار من است
  3. غزل شمارهٔ ۸۸ای به از گل بر سر احباب خاک خواری‌ات
  4. غزل شمارهٔ ۸۹جلوهٔ پیچ و خم از موی کمر خواهد رفت
  5. غزل شمارهٔ ۹۰صبح شکفتگی ز شفق کم بهاتر است
  6. غزل شمارهٔ ۹۱پیری رسید و موسم طبع جوان گذشت
  7. غزل شمارهٔ ۹۲پیوسته دل ز قطع امید آرمیده است
  8. غزل شمارهٔ ۹۳آزادگی ز منت احسان رمیدن است
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.