پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۲

صبرم حریف دوری طاقت‌گداز نیست

شام غم است این سر زلف دراز نیست

گر کوته است دست امیدم عجب مدار

در دعوی گزاف زبانم دراز نیست

برخاستن ندارد، افتادنم چو شمع

از صد نشیب بخت مرا یک فراز نیست

در دیده‌ای که آن بر و رو جلوه می‌کند

یک قطره اشک نیست که آیینه‌ساز نیست

عادت به شام بخت سیه بس‌که کرده‌ام

چشمم به روز چون پر پروانه باز نیست

باشد پسند اهل جهان رد اهل دل

آب قبول در گهر امتیاز نیست

آب آنقدر که دست بشوییم از سخن

در جویبار خانه معنی طراز نیست

زین‌سان که در میان حوادث فتاده‌ایم

در معرض خطر سپر تیغ باز نیست

هر گه کلیم دست دهد سر به پایش نه

وقت معینی ز پی این نماز نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۴گردون در آتش از حسد جوهر من است
  2. غزل شمارهٔ ۷۵سردمهری‌های دوران را تلافی از تب است
  3. غزل شمارهٔ ۷۶یک‌رنگم و در کوی دو رنگیم وطن نیست
  4. غزل شمارهٔ ۷۷گر به قسمت قانعی بیش و کم دنیا یکی است
  5. غزل شمارهٔ ۷۸به ملک حسن که فیضی ز آشنائی نیست
  6. غزل شمارهٔ ۷۹یک شهر سنگدل را یک سخت‌جان بس است
  7. غزل شمارهٔ ۸۰دل که چون نرگس مستت به شراب افتادست
  8. غزل شمارهٔ ۸۱آنکه زخمی از زبان او نخوردم سوسن است
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.