پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱

صبر را از دهنت حوصله تنگ آمده است

ناله‌ها را ز دلت تیر به سنگ آمده است

مژه‌ات آفت جان، طرز نگاهت خون‌ریز

بسته آن غمزه دو شمشیر و به جنگ آمده است

بدگمانیّ دلم ز آن صف مژگان داند

گر به اسلام شکستی ز فرنگ آمده است

چه قمار است که در کوی بتان می‌بازند؟

هر که باز آمده درباخته‌رنگ آمده است

عیب آن زلف، رسایی است، که در دامن تو

هر که دستی زده، آن طرّه به چنگ آمده است

ارّه تا نخل تمنای مرا قطع کند

همه تن پا شده وز پشت نهنگ آمده است

درِ دل بر رخ هر کس نگشاییم، کلیم!

ای بسا عکس که بر آینه زنگ آمده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۳زان سینه چه راحت که ره زخم به در نیست
  2. غزل شمارهٔ ۷۴گردون در آتش از حسد جوهر من است
  3. غزل شمارهٔ ۷۵سردمهری‌های دوران را تلافی از تب است
  4. غزل شمارهٔ ۷۶یک‌رنگم و در کوی دو رنگیم وطن نیست
  5. غزل شمارهٔ ۷۷گر به قسمت قانعی بیش و کم دنیا یکی است
  6. غزل شمارهٔ ۷۸به ملک حسن که فیضی ز آشنائی نیست
  7. غزل شمارهٔ ۷۹یک شهر سنگدل را یک سخت‌جان بس است
  8. غزل شمارهٔ ۸۰دل که چون نرگس مستت به شراب افتادست
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.