پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷

گر به قسمت قانعی بیش و کم دنیا یکی است

تشنه چون یک جرعه خواهد کوزه و دریا یکی است

حرص گر دهقان نباشد کشت را شبنم بس است

خوشه و خرمن به پیش چشم استغنا یکی است

کج نظر سود و زیان را امتیازی داده است

هر چه را احول دو می‌بیند بر بینا یکی است

ناامیدی دستگاه عیش می‌سازد فراخ

گر ببندی دیده کنج خانه و صحرا یکی است

غم نه پیوندی به دل دارد کزو بتوان برید

گر به اصل کار بینی شیشه و خارا یکی است

ما که از افتادگی فیروز جنگ افتاده‌ایم

از که اندیشیم چون فتح و شکست ما یکی است

عزت و خواری که پشت و روی کار عالم است

نزد رندی کو ندارد کار با دنیا یکی است

در قفس بالا و پائینی نمی‌باشد کلیم

آستان و مسند دنیا بر دانا یکی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۹یک شهر سنگدل را یک سخت‌جان بس است
  2. غزل شمارهٔ ۸۰دل که چون نرگس مستت به شراب افتادست
  3. غزل شمارهٔ ۸۱آنکه زخمی از زبان او نخوردم سوسن است
  4. غزل شمارهٔ ۸۲از من غبار بس‌که به دل‌ها نشسته است
  5. غزل شمارهٔ ۸۳جز از غبار مذلت دلم جلا نگرفت
  6. غزل شمارهٔ ۸۴به زخم تیر جفا مرهم عتاب چراست
  7. غزل شمارهٔ ۸۵شیوهٔ نادان بود بر عاشق بیدل گرفت
  8. غزل شمارهٔ ۸۶هر قدم لغزیدنی فرش قدمگاه من است
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.