پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰

در آتش عشق مهوشان رفت

آسان پی دل نمی‌توان رفت

دل از پی درد او روان شد

منزل دنبال کاروان رفت

این مهمان نخواندهٔ آه

شد خوار ز بس، بر آسمان رفت

تیر تو گرفت کشور دل

این مژده به خانهٔ کمان رفت

راه سفرت دلا نبسته است

گاهی از خویش می‌توان رفت

ای گلبن تازه، خار جورت

اول در پای باغبان رفت

با جذبهٔ دام، بی‌پر و بال

بتوان چو سفیر از آشیان رفت

عاشق شمع است و قدر او را

وقتی دانند کز میان رفت

آوارگی کلیم خواهم

کز هند توان به اصفهان رفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲جگر ز زخم تو معمور و دل ز غم شاد است
  2. غزل شمارهٔ ۶۳ابر را دیدیم چون ما چشم گریانی نداشت
  3. غزل شمارهٔ ۶۴دائم گله چرخ دلا ورد زبان چیست؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۵علاج عاشق دلگیر سیر بستان نیست
  5. غزل شمارهٔ ۶۶گر آه و ناله داری در ملک عشق باب است
  6. غزل شمارهٔ ۶۷ضعفم مدد ز قوت صهبا گرفته است
  7. غزل شمارهٔ ۶۸دل از سر کوی تو اگر پای کشیده است
  8. غزل شمارهٔ ۶۹عارف که جا به جز سر کوی فنا نساخت
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.