پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹

پیچیده‌تر ز طرهٔ او دود آه ماست

برگشته‌تر از آن مژه بخت سیاه ماست

در راه او به خون خود از بس‌که تشنه‌ایم

هرکس که چاه می‌کند او خضر راه ماست

ما را چو کاه تکیه به دیوار خلق نیست

خاکیم و بردباری پشت و پناه ماست

یک کس به سوی مقصد خود ره نمی‌برد

دنیا ز بس‌که تیره ز بخت سیاه ماست

ما را چو سوختی تو هم افزوده می‌شوی

ای شعله سرکشیت ز مشت گیاه ماست

کوتاه می‌شود همه شمعی ز سوختن

شمعی‌که سر به عرش رسانیده آه ماست

تا دیده‌ای به گلشن رخسار او کلیم

همچون نسیم نکهت گل با نگاه ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱دل ز ناوک‌های بیداد تو پیکان را گرفت
  2. غزل شمارهٔ ۶۲جگر ز زخم تو معمور و دل ز غم شاد است
  3. غزل شمارهٔ ۶۳ابر را دیدیم چون ما چشم گریانی نداشت
  4. غزل شمارهٔ ۶۴دائم گله چرخ دلا ورد زبان چیست؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۵علاج عاشق دلگیر سیر بستان نیست
  6. غزل شمارهٔ ۶۶گر آه و ناله داری در ملک عشق باب است
  7. غزل شمارهٔ ۶۷ضعفم مدد ز قوت صهبا گرفته است
  8. غزل شمارهٔ ۶۸دل از سر کوی تو اگر پای کشیده است
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.