پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶

گر آه و ناله داری در ملک عشق باب است

بد یمن شادمانی چون خانهٔ حباب است

چشمت به خون عاشق گر تشنه است سهل است

چیزی‌که می‌توان خواست از دوستان شراب است

دشمن ز شغل خصمی آسودگی ندارد

تا بخت دشمن ماست در آرزوی خواب است

چون در سرا نداری، سرمایهٔ تعلق

آن شب که آتش افتد، در خانه ماهتاب است

گر چرخ برنگردد بخت کسی زبون نیست

روزم اگر سیاه است تقصیر آفتاب است

محنت چو گشت عادت، جور فلک چه باشد؟

چون تن به بند دادی زنجیر موج آب است

تو پادشاه حسنی مشمار بوسه بر ما

زیرا که عیب شاهان دانستن حساب است

با بار منت خضر آب بقا سبک نیست

آبی که خوشگوار است از چشمهٔ سراب است

نادانی تغافل هنگام پرده‌پوشی

نزد کلیم بهتر از علم صد کتاب است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸دل از سر کوی تو اگر پای کشیده است
  2. غزل شمارهٔ ۶۹عارف که جا به جز سر کوی فنا نساخت
  3. غزل شمارهٔ ۷۰دختر رز از کنار می‌کشان یکسو گرفت
  4. غزل شمارهٔ ۷۱صبر را از دهنت حوصله تنگ آمده است
  5. غزل شمارهٔ ۷۲صبرم حریف دوری طاقت‌گداز نیست
  6. غزل شمارهٔ ۷۳زان سینه چه راحت که ره زخم به در نیست
  7. غزل شمارهٔ ۷۴گردون در آتش از حسد جوهر من است
  8. غزل شمارهٔ ۷۵سردمهری‌های دوران را تلافی از تب است
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.