پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵

علاج عاشق دلگیر سیر بستان نیست

به چشم تنگدلان غنچه کم ز پیکان نیست

ز استخوان شهیدان اگر نخیزد دود

دلیل راهروان کس درین بیابان نیست

ز بهر تن زرهی نیست به ز نقش حصیر

برای سر سپری بهتر از گریبان نیست

حدیث تلخ از آن لب برون نمی‌آید

که شور طوفان در طبع آب حیوان نیست

به دور حسن تو گل از نظر چنان افتاد

که چشم رخنهٔ دیوار بر گلستان نیست

ز راه پر خطر عشق زین عجب دارم

که سیل ریگ روانش به فکر طوفان نیست

مرا ز صحبت مینای باده شد روشن

که رازِ هرکه تنک‌ظرف گشت پنهان نیست

ز باد دامن، بر هم خورد محبتشان

میان شعله و شمع اتحاد چندان نیست

یکی است خانهٔ زنجیر و خانهٔ دنیا

درین دو خانه فراغت نصیب مهمان نیست

چگونه پای به دامان عافیت پیچی

کلیم آبله‌ها گر فراخ دامان نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷ضعفم مدد ز قوت صهبا گرفته است
  2. غزل شمارهٔ ۶۸دل از سر کوی تو اگر پای کشیده است
  3. غزل شمارهٔ ۶۹عارف که جا به جز سر کوی فنا نساخت
  4. غزل شمارهٔ ۷۰دختر رز از کنار می‌کشان یکسو گرفت
  5. غزل شمارهٔ ۷۱صبر را از دهنت حوصله تنگ آمده است
  6. غزل شمارهٔ ۷۲صبرم حریف دوری طاقت‌گداز نیست
  7. غزل شمارهٔ ۷۳زان سینه چه راحت که ره زخم به در نیست
  8. غزل شمارهٔ ۷۴گردون در آتش از حسد جوهر من است
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.