پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴

دائم گله چرخ دلا ورد زبان چیست؟

گر ناوک خاری رسدت جرم کمان چیست؟

بی‌باکی آن غمزهٔ خون‌ریز از آن است

کز تیر نپرسند که تقصیر کمان چیست؟

گر خاک‌نشینان فلک‌سیر نباشند

بر چرخ پس این جادهٔ کاهکشان چیست؟

از خویش جهان را ز غم خویش نهان کن

کآگه نشود لب که ترا ورد زبان چیست؟

آن خال که در کنج لبت کرده فروکش

گر گوشه‌نشین است سپاه دل و جان چیست؟

مرد ره اگر گرم طلب نیست درین راه

در بادیه سرگشتگی ریگ روان چیست؟

در پیری اگر باشد امیدی ز شکفتن

دایم گره قبضه به ابروی کمان چیست؟

بیرون نکشم پا ز گل اشک ندامت

تا یافته‌ام قاعدهٔ راهروان چیست

تا هست کلیم آگهی از صرفهٔ کارت

با عقل سبک آرزوی رطل گران چیست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶گر آه و ناله داری در ملک عشق باب است
  2. غزل شمارهٔ ۶۷ضعفم مدد ز قوت صهبا گرفته است
  3. غزل شمارهٔ ۶۸دل از سر کوی تو اگر پای کشیده است
  4. غزل شمارهٔ ۶۹عارف که جا به جز سر کوی فنا نساخت
  5. غزل شمارهٔ ۷۰دختر رز از کنار می‌کشان یکسو گرفت
  6. غزل شمارهٔ ۷۱صبر را از دهنت حوصله تنگ آمده است
  7. غزل شمارهٔ ۷۲صبرم حریف دوری طاقت‌گداز نیست
  8. غزل شمارهٔ ۷۳زان سینه چه راحت که ره زخم به در نیست
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.