پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳

ابر را دیدیم چون ما چشم گریانی نداشت

برق هم کم مایه بود از شعله سامانی نداشت

با مسیحا درد خود گفتیم پر سودی نکرد

زانکه چون بیماری چشم تو درمانی نداشت

سینهٔ ما هیچ‌گه بی‌ناوک جوری نبود

این مصیبت‌خانه کم دیدم که مهمانی نداشت

لذت رو بر قفا رفتن چه می‌داند که چیست؟

هر که در دل حسرت برگشته مژگانی نداشت

از در و دیوار می‌بارد بلا در راه عشق

یک سرابم پیش ره نامد که طوفانی نداشت

نامه‌ام را می‌بری قاصد زبانی هم بگو

خامه شد فرسوده و این شکوه پایانی نداشت

مایهٔ حزن است هر بیتم ز سوز دل کلیم

هیچ محنت‌دیده چون من بیت احزانی نداشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵علاج عاشق دلگیر سیر بستان نیست
  2. غزل شمارهٔ ۶۶گر آه و ناله داری در ملک عشق باب است
  3. غزل شمارهٔ ۶۷ضعفم مدد ز قوت صهبا گرفته است
  4. غزل شمارهٔ ۶۸دل از سر کوی تو اگر پای کشیده است
  5. غزل شمارهٔ ۶۹عارف که جا به جز سر کوی فنا نساخت
  6. غزل شمارهٔ ۷۰دختر رز از کنار می‌کشان یکسو گرفت
  7. غزل شمارهٔ ۷۱صبر را از دهنت حوصله تنگ آمده است
  8. غزل شمارهٔ ۷۲صبرم حریف دوری طاقت‌گداز نیست
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.