پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷

ضعفم مدد ز قوت صهبا گرفته است

دستم عصا ز گردن مینا گرفته است

کلک قضا مداد خط سرنوشت ما

گوئی ز درد آتش سودا گرفته است

این نه صدف ز گوهر آسودگی تهی است

آهم خبر ز عالم بالا گرفته است

تخم نهال سرد شود دانه‌های اشک

تا قامتش به چشم دلم جا گرفته است

چیزی‌که باز پس طلبند از جهان مگیر

عاقل همین کناره ز دنیا گرفته است

دارم رهی به پیش که انگشت خارها

از من حساب آبلهٔ پا گرفته است

صبحی است عارضت که دل از آب و رنگ آن

سامان اشک‌ریزی شب‌ها گرفته است

زان برق حسن کآفت هر گوشه‌گیر شد

آتش در آشیانهٔ عنقا گرفته است

غیر از زیان ندیده به راه طلب کلیم

گر زانکه قطره داده و دریا گرفته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹عارف که جا به جز سر کوی فنا نساخت
  2. غزل شمارهٔ ۷۰دختر رز از کنار می‌کشان یکسو گرفت
  3. غزل شمارهٔ ۷۱صبر را از دهنت حوصله تنگ آمده است
  4. غزل شمارهٔ ۷۲صبرم حریف دوری طاقت‌گداز نیست
  5. غزل شمارهٔ ۷۳زان سینه چه راحت که ره زخم به در نیست
  6. غزل شمارهٔ ۷۴گردون در آتش از حسد جوهر من است
  7. غزل شمارهٔ ۷۵سردمهری‌های دوران را تلافی از تب است
  8. غزل شمارهٔ ۷۶یک‌رنگم و در کوی دو رنگیم وطن نیست
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.