پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷

هرگز دلت نشان گذار وفا نداشت

سنگی که ره فتاد بر او نقش پا نداشت

دل از هجوم درد تو شرمندگی کشید

ویرانه حیف درخور سیلاب جا نداشت

شمعم ز باد دامن فانوس می‌کشد

آن محنتی که در ره باد صبا نداشت

از هایهای گریهٔ من تا دلش گرفت

دیگر چو آب تیغ، سرشکم صدا نداشت

بر سینه خط زخم چو خوانا نوشته شد

داغ ارچه بود حاجت این نقطه‌ها نداشت

روزی هزار بار اگر گریه دیده را

می‌شست بی‌تو خانهٔ چشمم صفا نداشت

جز خاک کوی دوست که نتوان ازو گذشت

از چاک سینه بستن خونم دوا نداشت

گر آب و دانه در قفس مرغ دل نبود

صیاد را چو جرم قفس این فضا نداشت

از گریه‌ام که زیب عروسان گلشن است

پای گلی نبود که رنگ حنا نداشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹پیچیده‌تر ز طرهٔ او دود آه ماست
  2. غزل شمارهٔ ۶۰در آتش عشق مهوشان رفت
  3. غزل شمارهٔ ۶۱دل ز ناوک‌های بیداد تو پیکان را گرفت
  4. غزل شمارهٔ ۶۲جگر ز زخم تو معمور و دل ز غم شاد است
  5. غزل شمارهٔ ۶۳ابر را دیدیم چون ما چشم گریانی نداشت
  6. غزل شمارهٔ ۶۴دائم گله چرخ دلا ورد زبان چیست؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۵علاج عاشق دلگیر سیر بستان نیست
  8. غزل شمارهٔ ۶۶گر آه و ناله داری در ملک عشق باب است
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.