پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵

عشق را بخت تیره در کار است

جلوهٔ شمع در شب تار است

خوش به گرد سر تو می‌گردد

جگرم خون ز رشک دستار است

بس‌که بازار خار و خس گرم است

شاهدِ گل غریب گلزار است

رشک ابروی تو ز کارش برد

پشت محراب زان به دیوار است

موبه‌مویم ز بس‌که مضطرب است

کوکب داغ سینه سیار است

سینه بی‌ناوکی نخواهد ماند

مرغ این آشیانه بسیار است

نیست مژگان به گرد چشم کلیم

در رهت پای دیده بر خار است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷هرگز دلت نشان گذار وفا نداشت
  2. غزل شمارهٔ ۵۸رفتن ز درت کار من دل نگران نیست
  3. غزل شمارهٔ ۵۹پیچیده‌تر ز طرهٔ او دود آه ماست
  4. غزل شمارهٔ ۶۰در آتش عشق مهوشان رفت
  5. غزل شمارهٔ ۶۱دل ز ناوک‌های بیداد تو پیکان را گرفت
  6. غزل شمارهٔ ۶۲جگر ز زخم تو معمور و دل ز غم شاد است
  7. غزل شمارهٔ ۶۳ابر را دیدیم چون ما چشم گریانی نداشت
  8. غزل شمارهٔ ۶۴دائم گله چرخ دلا ورد زبان چیست؟
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.