پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴

دل پس از طوف حرم بر در میخانه نشست

هر کجا شیشهٔ می دید چو پیمانه نشست

رفتی از دیده و من دشمن چشمم، که چرا

بسفر زود رود هر که درین خانه نشست؟

کس گرفتار بر ابروی تو چون چشمت نیست

زیر آن تیغ بلا سخت اسیرانه نشست

همنشین می‌دهیم پند، ولی معذوری

خوی دیوانه گرفت آنکه به دیوانه نشست

بیشتر از همه مرغ دل ما را کشتی

جرمش این بود که در دام تو بی‌دانه نشست

خواهم از پای خود این بند وفا بردارم

چون نگین چند توان بر در یک خانه نشست؟

ترک این هرزه روی‌ها نتوان کرد، کلیم

نمکش رفت چو دیوانه به ویرانه نشست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶شکفت غنچه ولی موسم خزان من است
  2. غزل شمارهٔ ۵۷هرگز دلت نشان گذار وفا نداشت
  3. غزل شمارهٔ ۵۸رفتن ز درت کار من دل نگران نیست
  4. غزل شمارهٔ ۵۹پیچیده‌تر ز طرهٔ او دود آه ماست
  5. غزل شمارهٔ ۶۰در آتش عشق مهوشان رفت
  6. غزل شمارهٔ ۶۱دل ز ناوک‌های بیداد تو پیکان را گرفت
  7. غزل شمارهٔ ۶۲جگر ز زخم تو معمور و دل ز غم شاد است
  8. غزل شمارهٔ ۶۳ابر را دیدیم چون ما چشم گریانی نداشت
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.