پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳

جا نیابی اگر ایدل گلهٔ بیجا چیست

تو که پروانهٔ بزمی هوس این‌ها چیست؟

سازگار همه طبع ار نبود، عیبی نیست

پنبه را آرزوی همدمی مینا چیست؟

سرو را سایه یکی بیش نباشد، یارب

اینهمه خاک‌نشین در ره آن بالا چیست؟

شعله را سرکشی از سوختن خار و خس است

عز افتادگیم باعث استغنا چیست؟

دو جهان دختر رز روی‌نما می‌طلبد

ما کزو دست کشیدیم دگر دنیا چیست؟

بس‌که نادیدنی از مردم دنیا دیدم

روشنم گشت که آسایش نابینا چیست؟

من چه دانم سبب رنجش آن شوخ کلیم

او که رنجیده، ندانسته گناه ما چیست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵عشق را بخت تیره در کار است
  2. غزل شمارهٔ ۵۶شکفت غنچه ولی موسم خزان من است
  3. غزل شمارهٔ ۵۷هرگز دلت نشان گذار وفا نداشت
  4. غزل شمارهٔ ۵۸رفتن ز درت کار من دل نگران نیست
  5. غزل شمارهٔ ۵۹پیچیده‌تر ز طرهٔ او دود آه ماست
  6. غزل شمارهٔ ۶۰در آتش عشق مهوشان رفت
  7. غزل شمارهٔ ۶۱دل ز ناوک‌های بیداد تو پیکان را گرفت
  8. غزل شمارهٔ ۶۲جگر ز زخم تو معمور و دل ز غم شاد است
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.