پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۳

شکارگاه معانی است کنج خلوت من

زه کمان شکارم کمند وحدت من

خدنگ خامه چو پر از بنان من یابد

خطا نمی شود از صید تیر فکرت من

زدور گردی جائی روم بدشت خیال

که گم شود ره طی کرده گاه رجعت من

چگونه معنی غیری برم که معنی خویش

دوبار بستن دزدیست در شریعت من

ز شوق شاهد معنی همیشه همچو دوات

براه عالم بالاست چشم حیرت من

هلاک گوهر قدر خودم که شیشه بسنگ

اگر خورد شکند در میانه قیمت من

اگر بچاه در افتم رسم باوج کمال

ز سازگاری افتادگی بطینت من

مسافتی است که صد عقده سد ره دارد

میان سبحه تزویر و دست همت من

کفن بخلوت گور است برگ و سامانی

باین غبار نیالوده کنج عزلت من

از اینکه دست امیدم کلیم کوتاه است

خدا معانی برجسته داد قسمت من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۵نصیب ماست زیان بر سر زیان دیدن
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۶کس نمی گیرد دگر در رهن صهبا پیرهن
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۷چیست کارم، زخم کاری هر زمان برداشتن
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۸نیامد نخل آه از سینه پرداغ من بیرون
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۹نه گل شناسم و نه باغ و بوستان بی تو
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۰ای کاش صد دل باشدم ای جان و دل قربان تو
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۱آمد بهار و لشکر گل در رکاب او
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۲غنچه یکی ز جمله خونین دلان تو
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.