پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۲ - در مدح شاه‌جهان

به عالم از سر کلک وزارت درفشانی کن

بر اوج قدر دائم کار فیض آسمانی کن

بزرگان را به قدر کاردانی کار می‌افتد

دل بیدار داری مملکت را پاسبانی کن

رضای خلق و خالق چون عنان هرگه به دست آید

سوار توسن توفیق باش و کامرانی کن

ز بستان عقیدت نوبر اخلاص می‌چینی

فلک را هم صلایی زن جهان را میهمانی کن

ز فیض قرب شاهنشه بهار عالم‌افروزی

جهان را تازه‌رو همچون زر شاه‌جهانی کن

بر اوج رفعتی هرگاه اختر در گذر بینی

دعا بهر دوام دولت صاحبقرانی کن

رسوم مردمی نو می‌کنی دیگر چرا گویم

به شُکر قُرب شاهنشه به مردم مهربانی کن

طلای ما سیه تا بست و سیم ما سیه‌اندود

چو روی خودفروشی نیست، قدردانی کن

زبان خیرخواهی غیر ازین حرفی نمی‌گوید

دل از خود شاد دار و در دو عالم شادمانی کن

سخن را صاحبی اهل سخن را قدوه‌ای آمد

کلیم از پشت گرمی بعد ازین آتش‌بیانی کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۴حسن اگر این است، ناصح همچو ما خواهد شدن
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۵نصیب ماست زیان بر سر زیان دیدن
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۶کس نمی گیرد دگر در رهن صهبا پیرهن
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۷چیست کارم، زخم کاری هر زمان برداشتن
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۸نیامد نخل آه از سینه پرداغ من بیرون
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۹نه گل شناسم و نه باغ و بوستان بی تو
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۰ای کاش صد دل باشدم ای جان و دل قربان تو
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۱آمد بهار و لشکر گل در رکاب او
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.