پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۴

شب عیدست می باید در میخانه وا کردن

بمی خشکی زهد روزه داران را دوا کردن

صراحی گر چنین پیوسته خواهد در سجود آمد

بیک شب طاعت سی روز را خواهد قضا کردن

ز ماه عید بی ابروی ساقی کار نگشاید

بیک ناخن گره نتوان زکار عیش وا کردن

ستم باشد کشیدن جام می را یکنفس بر سر

بیکدم اینچنین آئینه ای را بی صفا کردن

نیابی مستحق تر از من مخمور ای ساقی

زکوة فطر می رطلی گران باید جدا کردن

خمار باده در چشمم سیه کردست عالمرا

بیا ساقی که وقت شام باید روزه وا کردن

مرا بیتابی مژگان او می سوزد از غیرت

زچشمانش جدا ناگشتن و رو بر قفا کردن

گرو از ما برد در تیره روزی و پریشانی

چرا زلفت بجد دارد شکست کار ما کردن

چنان کز هر مژه ناید دواندن ریشه در دلها

زهر چشمی نمی آید نگاه آشنا کردن

کجا هر بی بصیرت را رسد این کحل بینائی

فلاطون می تواند خشت خم را توتیا کردن

فزون از پایه خود هیچکس پستی نمی بیند

فلک هرگز نخواهد نیشکر را بوریا کردن

درین دریای بی ساحل کلیم از من چه می آید

زکار افتاده اینجا بازوی موج از شنا کردن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۶باز میخارد کفم خواهم دگر بر سر زدن
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۷کمر از تار جان باید بران نازک میان
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۸اگر مرد رهی نعلین خار سعی در پا کن
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۹بیغما برد دین و دل که دست انداز نازست این
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۰تا چند همچو سوفار خندان بخون نشستن
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۱برتر از خورشید شد کار سخن
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۲ - در مدح شاه‌جهانبه عالم از سر کلک وزارت درفشانی کن
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۳شکارگاه معانی است کنج خلوت من
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.