پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۷

پیشی ار خواهی بهر پس مانده همراهی گزین

سربلندی بایدت دیوار کوتاهی گزین

در ره عصیان هم ایدل همتی باید بلند

بهتر از شیطان رفیق راه گمراهی گزین

روز از خجلت بکاه آنجا که شب مهمان شدی

گر غیوری شیوه شمع سحرگاهی گزین

حرمت این خانه را لایق نباشد هر چراغ

از برای کعبه دل شمع آگاهی گزین

پا چو از درها کشیدی، گنج در دامن بیاب

دیده از دنیا چو بستی هر چه می خواهی گزین

تا نمانی از گرانی ناامید از جذب عشق

از درون جان کاهی از بیرون رخ کاهی گزین

پادشاهان با نزاکت بار عالم می برند

بار بر عالم گذار و فقر بر شاهی گزین

گر درون لبریز نشتر باشدت از نیش خلق

لب مبند از شکوه کس مشرب ماهی گزین

رهبر عامی کلیم از وی عصا بهتر بود

در طریقت مرشدت گر اوست گمراهی گزین

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۹نه همین می رمد آن نوگل خندان از من
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۰مگو ناصح که بتوان از رخ جانان نظر بستن
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۱ای صبا این دل صد چاک به جانان برسان
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۲دلا بار وجود از خویش افکن
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۳بسینه ناوک غم تا بکی روان کردن
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۴شب عیدست می باید در میخانه وا کردن
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۵نگسست عهد صحبت، می از هوای باران
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۶باز میخارد کفم خواهم دگر بر سر زدن
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.