پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۳

می رویم از خود بیا در انجمن تنها نشین

ذوق تنهایی اگر داری بیا با ما نشین

سرکشی با هر که کردی رام او باید شدن

شعله سان از هر کجا برخواستی آنجا نشین

طرز وضع اهل دنیا سربسر نادیدنست

گر فراغت خواهی از ایام نابینا نشین

صدر مجلس گر تمنا باشدت افتاده باش

همچو گرد از خاکساری آنزمان بالا نشین

شب چراغ افروختن از اهل عزلت بدنماست

منزوی گر می شوی از سایه هم تنها نشین

گرد بالای تو ساقی جلوه مستانه بس

گه در آغوش من و گه پهلوی مینا نشین

ای کلیم از جستجوی کیمیای وصل دوست

گر ز پا خواهی نشستن بر در دلها نشین

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۵سفر نیکوست اما نه زکوی دلستان رفتن
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۶کار دوران چیست جمعیت پریشان ساختن
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۷پیشی ار خواهی بهر پس مانده همراهی گزین
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۸هر دم مشو سوار به عزم شکار من
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۹نه همین می رمد آن نوگل خندان از من
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۰مگو ناصح که بتوان از رخ جانان نظر بستن
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۱ای صبا این دل صد چاک به جانان برسان
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۲دلا بار وجود از خویش افکن
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.