پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۲

روز و شب از بس که محو آن میان گردیده‌ام

موی می‌ترسم برآید عاقبت از دیده‌ام

فرصت عشرت ز کف ندهم به هرجایی که هست

گریه تا بس کرده‌ام بر حال خود خندیده‌ام

گل به بستر تا نیفشانی نمی‌خوابی و من

شمع‌سان با شعله در یک پیرهن خوابیده‌ام

همچو من در پیش یار بی‌وفای خود کلیم

زود نتوان خار شد، عمری وفا ورزیده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۴هیچکاری برنمی آید ز دست تنگ من
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۵سفر نیکوست اما نه زکوی دلستان رفتن
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۶کار دوران چیست جمعیت پریشان ساختن
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۷پیشی ار خواهی بهر پس مانده همراهی گزین
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۸هر دم مشو سوار به عزم شکار من
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۹نه همین می رمد آن نوگل خندان از من
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۰مگو ناصح که بتوان از رخ جانان نظر بستن
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۱ای صبا این دل صد چاک به جانان برسان
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.