پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹

مرا ز زلف تو غیر از شکست و محنت نیست

بنای خانهٔ زنجیر بهر راحت نیست

برهنه پای نخواهیم ماند، آبله هست

در آن دیار که کفشی به پای همت نیست

چنین که قافلهٔ آه می‌رود به شتاب

به کشور اثرش فرصت اقامت نیست

صفا در آخر بزم شراب اگر نبود

عجب مدار که ته شیشه بی‌کدورت نیست

دوام روزهٔ زاهد نه از برای خداست

که طفل طبعش قادر به ترک عادت نیست

اثر اگر نبود با دعای من سهل است

همین بس است که شرمندهٔ اجابت نیست

به نزد من که به آزار کس دلیر نیم

اگر چه کشتن شمع است بی‌شجاعت نیست

سخن فروشی، فرزند خود فروختن است

کسی‌که لاف سخن زد اهل ز غیرت نیست

دکان شعر به بازار امتیاز کلیم

توان گشود ولیکن ز شرم رخصت نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱آن سرو روان تا به گلستان گذری داشت
  2. غزل شمارهٔ ۵۲پنبه‌ها بر روی داغ از آتش دل در گرفت
  3. غزل شمارهٔ ۵۳جا نیابی اگر ایدل گلهٔ بیجا چیست
  4. غزل شمارهٔ ۵۴دل پس از طوف حرم بر در میخانه نشست
  5. غزل شمارهٔ ۵۵عشق را بخت تیره در کار است
  6. غزل شمارهٔ ۵۶شکفت غنچه ولی موسم خزان من است
  7. غزل شمارهٔ ۵۷هرگز دلت نشان گذار وفا نداشت
  8. غزل شمارهٔ ۵۸رفتن ز درت کار من دل نگران نیست
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.