پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۹

اگرچه نخل هنر را ثمر نمی‌باشد

ز سنگ بدگهران بی‌خطر نمی‌باشد

زآه خلق بپرهیز کآینه است گواه

که در زمانه دم بی‌اثر نمی‌باشد

درین محیط گر از سود چشم می‌پوشی

سفینه را ز شکستن خطر نمی‌باشد

به هر که سینهٔ صد چاک را نمودم گفت

برو که مرهم زخم سپر نمی‌باشد

سپهر تا پدری می‌کند نمی‌بینم

پسر که تشنهٔ خون پدر نمی‌باشد

دل آن بود که نجوید ز تیغ جور پناه

دمی که سینه سپر شد جگر نمی‌باشد

ز تیغ خط به مزار شهید خویش کشد

ستیزه‌جویی از این بیشتر نمی‌باشد

به نزد پایه‌شناسان بلند‌پروازی

به غیر ریختن بال و پر نمی‌باشد

ز هوش رفته دل ما به خود نیاید باز

به این درازی عمر سفر نمی‌باشد

سرم ز پنبهٔ مینا سبک‌تر است کلیم

که مغز در سرم از دردسر نمی‌باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۱آن رهروان که در پس زانو سفر کنند
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۲بسمل ز تیغ او بطپیدن نمی رسد
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۳بت پیمان شکن دم از وفا زد
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۴شعله آتش حسن تو چو بالا گیرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۵گاهی که سنگ حادثه از آسمان رسد
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۶اجتناب از آهم آن مغرور خود سر می‌کند
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۷ابر سرمایه گر از چشم تر ما ببرد
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۸نه درین گلشن گلی از آشنائی بو دهد
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.