پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۴

بیش ازین دوران ستم پرور نبود

آسمان زینگونه بداختر نبود

عمر چون ایام بیماری مرگ

هیچ امروزش ز دی بدتر نبود

آنقدر پیکان که در یک زخم داشت

در دکان هیچ پیکان گر نبود

هر کجا رفتم بدنبال مراد

غیر سرگردانیم رهبر نبود

سیر بستان تمنا کرده ام

یک نهال آرزو را بر نبود

از تف دل مردمک را سوختیم

دسترس بر سرمه دیگر نبود

خواب در چشمم نمی آید چو شمع

بسترم آنشب که خاکستر نبود

در دم آخر چنین می گفت شمع

کافسر زر غیر دردسر نبود

کار رونق دشمنی دارم کلیم

گر می آوردم بکف ساغر نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۶دل زغمخواران جز آئین جفاکاری ندید
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۷تا تو رفتی جان دگر آمیزشی با تن نکرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۸بیا که دل ز تو غیر از جفا نمی خواهد
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۹اگرچه نخل هنر را ثمر نمی‌باشد
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۰به بزمت شب خوش آن عاشق که سرگرم فغان افتد
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۱آن رهروان که در پس زانو سفر کنند
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۲بسمل ز تیغ او بطپیدن نمی رسد
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۳بت پیمان شکن دم از وفا زد
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.