پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳

هر کس به قبله‌ای کرد روی نیاز خود را

هندو صنم پرستد، من سرو ناز خود را

نگذاشت آستانش در جبهه‌ام سجودی

بی‌سجده می‌گذارم اکنون نماز خود را

در کنج نامرادی تا کی ز منع دشمن

در زیر سر گذارم دست دراز خود را؟

از نقش پا به رشکم گرچه همی‌گذارد

بر آستان جانان روی نیاز خود را

پروانه‌سان نگردد هردم به گرد شمعی

خواهد کلیم بیدل عاشق گداز خود را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵ز آه گرمی آتش زنم سراپا را
  2. غزل شمارهٔ ۳۶دوش گم کردم ز بیهوشی ره کاشانه را
  3. غزل شمارهٔ ۳۷شهید آن قد رعنا وصیت کرد همدم را
  4. غزل شمارهٔ ۳۸قرار می‌برد از خلق آه و زاری ما
  5. غزل شمارهٔ ۳۹با هر که بد شوی فکنی از نظر مرا
  6. غزل شمارهٔ ۴۰از آن چشمی که می‌داند زبان بی‌زبانی را
  7. غزل شمارهٔ ۴۱ای ز بالای تو طوطی در کنار آئینه را
  8. غزل شمارهٔ ۴۲چند از شرم تو باشد در نقاب
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.