پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۸

همه محروم و ازو دست کسی دور نبود

کس ندیدم که درین میکده مخمور نبود

فقر و روشندلی آئینه رخسار همند

هیچ ویرانه ندیدم که پر نور نبود

دلم از کاوش مژگان تو از سینه گریخت

جای آسایش در خانه زنبور نبود

من درین میکده پیش قدحی بنشستم

که سرش بسته تر از کاسه طنبور نبود

خط اگر سرکشد از خطه حسن تو مرنج

که بفرمان سلیمان هم این مور نبود

شعله داغ برونم بدرون نور نداد

شمع تربت سبب روشنی کور نبود

تا تبسم بدلم مشت نمک می پاشد

چشم داغم بره مرهم کافور نبود

حال سوز دل ما یار ندانست کلیم

از سیه بختی در آتش ما نبور نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۰ز خوان غیب یک نعمت نصیب ما و ساغر شد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۱مگو کسی بمن خاکسار می ماند
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۲زیوری از داغ مرد عشق را بهتر نبود
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۳ - در مدح شاه‌جهاندل را کی آن طاقت بود کز فکر جانان بگذرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۴نه به می گرد کدورت از دل ما می‌رود
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۵در شکار دل ما دام دگر می باید
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۶دل بیهده افغان ز تو ناساز ندارد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۷پرپیچ و تاب و تیره بی امتداد بود
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.