پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۵

گلشن کشمیر خارش گل به دامان می‌دهد

سایه در خاک چمن‌ها بوی ریحان می‌دهد

زاهدان خشک را نبود هوایش سازگار

زهد و تقوی را هوای تر به طوفان می‌دهد

بخت بد سرمایه ما رایگان از دست داد

مفلس آب خضر گر بفروشد ارزان می‌دهد

گرچه بد سوداییش یکدل به کس واپس نداد

هرکه دارد دل بآن زلف پریشان می‌دهد

هر لبش گاه تبسم معجزی دارد جدا

یک لبش جان می‌ستاند یک لبش جان می‌دهد

سر به جیب خود به غواصی فرو گر می‌بری

خاک ره دانی گهرهایی که عمان می‌دهد

می‌دهد گاهی بری نخل امید ما ولی

تخم گل گر می‌فشانم بر مغیلان می‌دهد

تب به کام دل ز وصل استخوان من رسید

آری آری داد آتش را نیستان می‌دهد

پیش چشم مست او ای دیده خونباری مکن

زان که خونریزی به یاد خوی ترکان می‌دهد

همره سامان ما سرگشتگی چون آسیا

تا نباشد کی سری را دهر سامان می‌دهد

خوش دبستانی‌ست چشم فتنه‌ساز او کلیم

غمزهٔ او دلبری تعلیم مژگان می‌دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۷ - در مدح شاه‌جهانبه راه فقر مرا این و آن نمی‌باید
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۸همه محروم و ازو دست کسی دور نبود
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۹دلی دارم کزو دلها بسوزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۰ز خوان غیب یک نعمت نصیب ما و ساغر شد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۱مگو کسی بمن خاکسار می ماند
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۲زیوری از داغ مرد عشق را بهتر نبود
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۳ - در مدح شاه‌جهاندل را کی آن طاقت بود کز فکر جانان بگذرد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۴نه به می گرد کدورت از دل ما می‌رود
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.