پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۲

گاه اندیشه ای از روز جزا باید کرد

گذری بر سر خاک شهدا باید کرد

تو که ضبط نگه خود نتوانی کردن

منع رسوائی احباب چرا باید کرد

با همه سرکشی افتادگی از دست مده

گر همه شعله شوی کار گیا باید کرد

طلب شاهد مقصود ز هر سو، شرطست

هر قدم در ره او رو بقفا باید کرد

شب شود روز حیات و نرود حسرت وصل

ما چنان روزه نگیریم که وا باید کرد

بدلم حسرت در خاک طپیدن مگذار

بسملم کرده ای از دست رها باید کرد

طرفه حالیستکه در خون دل خویش کلیم

دست و پائی نه و چون موج شنا باید کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۴عیب را کی به پناه هنرم جا باشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۵بهار آمد و جانی بجسم مینا شد
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۶زاهد ازتر دامنی دامن چو بر اخگر زند
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۷خیال گلشن رویت بدل گذار نکرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۸جز بمی هیچ دل از بند غم آزاد نشد
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۹زپایم دهر خاری برنیاورد
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۰از جهان بخت بابرام گدا می خواهد
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۱مرا مسوز که نازت ز کبریا افتد
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.