پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸

به‌غیر خانهٔ زنجیر و دیدهٔ تَرِ ما

کدام خانه که ویران نگشت بر سر ما؟

به‌حیرتم که خبر چون به سنگ حادثه رفت

که صلح کرد می مدعا به ساغر ما

ز گرمی تب ما تا شود طبیب آگه

کفی سپند فشاند به روی بستر ما

به سینه صافی و روی گشاده چون ما نیست

مگیر آینه گو خویش را برابر ما

ازین سرایت سرگشتگی توان دانست

که همچو گردش دام است سیر اختر ما

دل از جفای که نالد شکایت از که کند؟

به شهر طفلان افتاده مرغ بی پر ما

دگر چه بخیه چه مرهم؟ ز هر دو کار گذشت

که زخم همچو قفس گشت دور پیکر ما

کدام بزم طرب را جدا ز روی تو دید

که می ز آب سیه شد به چشم ساغر ما؟

دماغ درد سر دولت از کجاست کلیم؟

گرفتم این‌که هما سایه کرد بر سر ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰گل درین گلشن کجا دارد سر پروای ما
  2. غزل شمارهٔ ۳۱که خریدی ز غم گردش دوران ما را؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۲منم به کنج قناعت رمیده از درها
  4. غزل شمارهٔ ۳۳هر کس به قبله‌ای کرد روی نیاز خود را
  5. غزل شمارهٔ ۳۴ترک چشمت می‌کند آماج‌گه محراب را
  6. غزل شمارهٔ ۳۵ز آه گرمی آتش زنم سراپا را
  7. غزل شمارهٔ ۳۶دوش گم کردم ز بیهوشی ره کاشانه را
  8. غزل شمارهٔ ۳۷شهید آن قد رعنا وصیت کرد همدم را
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.