پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴

از آن تیغی که آبش شست جرم کشتگانش را

ربودم دلنشین زخمی که می‌بوسم دهانش را

جنونم می‌برد تنها به سیر آن بیابانی

که نبود ایمنی از رهروان ریگ روانش را

چمن کی گلبنی آرد به آب و رنگ رخسارت

اگر مالد به روی لاله، خون ارغوانش را

نمود آسان فراق نخل بالایش ندانستم

که این تیر از جدایی بشکند پشت کمانش را

چو گل رفت از چمن با باغبان گفت از وفاداری

که تا بلبل به باغ آید نگهدار آشیانش را

ز شوق آن کمر هرکس دلش چاک است و حیرانم

که چندین شانه در کار است یک موی میانش را

کلیم ار ناله‌ای داری برو بیرون گلشن کن

که این گل برنمی‌تابد نگاه باغبانش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶بر سر خود می‌کند ویران سرای دیده را
  2. غزل شمارهٔ ۲۷من نه آن صیدم که آزادی هوس باشد مرا
  3. غزل شمارهٔ ۲۸به‌غیر خانهٔ زنجیر و دیدهٔ تَرِ ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۹به هر منزل فزون دیدم ز هجران زاری دل را
  5. غزل شمارهٔ ۳۰گل درین گلشن کجا دارد سر پروای ما
  6. غزل شمارهٔ ۳۱که خریدی ز غم گردش دوران ما را؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۲منم به کنج قناعت رمیده از درها
  8. غزل شمارهٔ ۳۳هر کس به قبله‌ای کرد روی نیاز خود را
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.