پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳

اشک کواکب نگر چرخ غم اندود را

گریه فراوان بود خانهٔ پر دود را

صبر گوارا کند هرچه ترا ناخوش است

ساعتی از کف بنه آب گل آلود را

بی‌نمکی‌های دهر کار به جائی رساند

کاختر طالع کنم داغ نمک‌سود را

دور جمال تو شد، گوش به نظاره یافت

مشکل اگر بشنود نغمهٔ داوود را

نیست به گیتی دو چیز جستم و کم یافتم

عاشق بی‌شکوه را آتش بی دود را

تارک ادبار ما، لایق آن گل نبود

بر سر گردون زدیم کوکب مسعود را

هر که به بوی وفا بر سر دنیا نشست

در ته دامن کشید آتش بی‌عود را

نقد دو عالم کلیم، بر سر دل ریختند

شوری بختم ربود، داغ نمک‌سود را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵به سان شانه‌ات سرپنجه گردانم گریبان را
  2. غزل شمارهٔ ۲۶بر سر خود می‌کند ویران سرای دیده را
  3. غزل شمارهٔ ۲۷من نه آن صیدم که آزادی هوس باشد مرا
  4. غزل شمارهٔ ۲۸به‌غیر خانهٔ زنجیر و دیدهٔ تَرِ ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۹به هر منزل فزون دیدم ز هجران زاری دل را
  6. غزل شمارهٔ ۳۰گل درین گلشن کجا دارد سر پروای ما
  7. غزل شمارهٔ ۳۱که خریدی ز غم گردش دوران ما را؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۲منم به کنج قناعت رمیده از درها
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.