پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۷

طره ات گر ز دلم صبر چنین خواهد برد

گریه‌ام شکوه زلف تو به چین خواهد برد

صاف میخانه ایام بود در ته خم

غم دل را نفس بازپسین خواهد برد

چشم بد دور که از دولت بی‌سامانی

کلبه ما گرو از خانه زین خواهد برد

صد رهم اشک ندامت اگر از سر گذرد

عرق شرم کجا ره به جبین خواهد برد

نامم از صفحه ایام اگر گم نشود

تحفه روسیهی بهر نگین خواهد برد

غمزه با عاشق بی‌برگ و نوا خواهد ساخت

سر و سامان چو نباشد دل و دین خواهد برد

دل به پیکان تو خوش داشت کلیم آن‌هم رفت

کی گمان داشت که کس راه به این خواهد برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۹زان رخنه ها که تن را از ناوک جفا شد
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۰خوش آنکه لاف هنر پیش بی هنر نزند
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۱دل که لبریز الم شد ز نوا می افتد
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۲تا بخت بد زهمرهی ما جدا شود
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۳خاک غربت در مذاقم آب حیوان می‌شود
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۴عمرها رفت که قانون طرب تار ندید
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۵نشود اینکه ز دل اشک جگرگون نرود
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۶جور تو ز پی فغان ندارد
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.