پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۰

شمیم خلد، گدای دیار کشمیرست

شکفتگی گل خار بهار کشمیرست

لب پیاله ز تبخال رشک می سوزد

که نشئه وقف لب جویبار کشمیرست

اگرچه مایه دلبستگیست قامت سرو

عنان هوش بدست چنار کشمیرست

بزیر پنبه ابر آسمان از آن گم شد

که پای تا بسرش داغدار کشمیرست

صفای سبزه اش از عمر خضر می گذرد

خضر زچشمه خویش آبیار کشمیرست

بدیده خاصیت کیمیا دهد لیکن

بچشم آنچه نیاید غبار کشمیرست

براه جاده نتوان شناخت از جدول

چه آبهاست که بر روی کار کشمیرست

گذشتی از لب ساقی گلعذار کلیم

خنک چو توبه می در بهار کشمیرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۲هنوز طُرّهٔ او تا کمر نیامده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۳در مزرع بختم اثر نشو و نما نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۴سرخوش از می چو نیم موج هوا شمشیر است
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۵پیش چشم مژگانی، کز سرشک شادابست
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۶چو ساخت چشم تو کارم، نهفته دیدن چیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۷باغ و راغ من خونین جگرست
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۸نام ترا شنیدن، چون آرزوی جانست
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۹نخل قد تو را چون، صورت نگار جان بست
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.