پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۵

پیش چشم مژگانی، کز سرشک شادابست

سیل آب شمشیرست، موج تیغ بی آبست

بخت بد نشد بیدار، ساده لوح پندارد

درد تلخکامی را، چاره در شکر خوابست

باده هر گه آخر شد، اول سیه روزیست

شیشه تا که می دارد، خانه پر زمهتابست

گر زخویش می گذری، هر چه هست می گذرد

پای چون زسر کردی، بحر عشق پایانیست

گر نشان بسی باشد، نیست غیر یک مقصد

قبله جز یکی نبود، گر هزار محرابست

حسن لاف استغنا، می زند ولی مشنو

بهر دامن گلچین، نوک خار قلابست

دل اگر بود مخزن، نیست بهر سیم و زر

کعبه خانه است اما، نه برای اسبابست

سایه افکند کس را، بخت چونکه پست افتد

خرمن ار ز ما باشد، برق کرم شب تابست

آتش حوادث نیست، آفت سرای ما

زانکه اشک ریزان را، رخت خانه سیلابست

می ربوده مستان را، گر کلیم هشیاری

بوسه ای تو هم بربا، تا که یار در خوابست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۷باغ و راغ من خونین جگرست
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۸نام ترا شنیدن، چون آرزوی جانست
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۹نخل قد تو را چون، صورت نگار جان بست
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۰منم که داغ بلا گلشنی بنام منست
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۱چشم هر کس گر بیار ماه سیما روشنست
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۲دگر بهار، چمن را چه دلگشا کرده‌ست
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۳سیر گل امسال از تنهائیم دلخواه نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۴دیده چشم می پرستی دیده است
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.