پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۶

چو ساخت چشم تو کارم، نهفته دیدن چیست

بر آتشی که به نی درگرفت دامن چیست

اگر نه صبح سیه بخت کار شام کند

سیاه روزی ما زان بیاض گردن چیست

دلا تو چشم مرا کرده ای ز گریه سفید

زآه سرمه کشیدن بچشم روزن چیست

نباشد ار دل صیاد داغدار از من

بریده چون پر و بالم قفس ز آهن چیست

نبرد بهره بر هر که جمع شد نعمت

که باغبان نشناسد که سیر گلشن چیست

زمرگ اینهمه اطفال آرزو، هرگز

دلم نسوخت که دانم طریق شیون چیست

چه غم اگر نشناسی حق وفای مرا

که هیچ بت نشناسد حق برهمن چیست

بخرمن ار بودت کار دل ز کشت امید

چو عمر باد بود، باد را از خرمن چیست

شناسد آنکه بپوشد برهنه پائی را

که نفع آبله های فراخ دامن چیست

دلت کلیم چه دارد، غبار شکوه ز دوست

دگر بر آینه ات زنگ کین دشمن چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۸نام ترا شنیدن، چون آرزوی جانست
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۹نخل قد تو را چون، صورت نگار جان بست
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۰منم که داغ بلا گلشنی بنام منست
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۱چشم هر کس گر بیار ماه سیما روشنست
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۲دگر بهار، چمن را چه دلگشا کرده‌ست
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۳سیر گل امسال از تنهائیم دلخواه نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۴دیده چشم می پرستی دیده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۵آن بلبلم که عقده دل دانه منست
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.