پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۱

ما خاک ره جلوه آن سرو روانیم

دل داده و جان باخته اش از دل و جانیم

از سیل سرابست خطر خانهٔ ما را

چون نقش قدم پر حذر از ریگ روانیم

در انجمن هرزه در ایان سبک مغز

چون گل ز ادب گوش ولی گوش گرانیم

رفتند عزیزان و چو نقش پی سالک

ما خاک نشین از پی آن راه روانیم

رفتیم به بال نگه از خویش چو شبنم

تا بر رخ خورشید مثالش نگرانیم

هرگز سر تسلیم ز فتراک نپیچیم

ما حلقه بگوشان خم زلف بتانیم

در بند گرفتاری دلهاست شب و روز

ما بنده آزادی آن سرو روانیم

در روز مجویید ز جویا سخن عشق

شبها همه شب شمع صفت چرب زبانیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۳کرده جا تا آن لب میگون به افسون در دلم
  2. شمارهٔ ۸۲۴در راه تو گه جان و گهی سر بفشانیم
  3. شمارهٔ ۸۲۵با شیخ خانقاه می ناب می زنم
  4. شمارهٔ ۸۲۶چو وصف ابروی آن ماه عالمگیر می‌گفتم
  5. شمارهٔ ۸۲۷شب غم، بی جمالش، ساغر، اخگر بود در دستم
  6. شمارهٔ ۸۲۸عقل افلاطون منش را ریشخندی می زنم
  7. شمارهٔ ۸۲۹ما را بود ز خون جگر لاله رنگ چشم
  8. شمارهٔ ۸۳۰دیده بر روی خیال تو شبی واکردیم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.