پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۶

چو وصف ابروی آن ماه عالمگیر می‌گفتم

سخن پیچیده‌تر از جوهر شمشیر می‌گفتم

چه رنگی بود جوش خلوت ناز و نیاز امشب

تو می‌گردی عتاب از ناز و من تقصیر می‌گفتم

تو خندان همچو گل من غنچه‌سان دلتنگ غم بودم

تو از بیداد و من از نالهٔ شبگیر می‌گفتم

فلک خاک ترا خشت سر خم ساخت ای واعظ

تو از تدبیر می‌گفتی، من از تقدیر می‌گفتم

مزاج نازک او بر نمی‌تابید غوغا را

سخن در محفلش گر از لب تصویر می‌گفتم

چو شمع از سوز دل می‌سوختم شب تا سحر جویا

گهی از اشک و گه از آه بی‌تأثیر می‌گفتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۸عقل افلاطون منش را ریشخندی می زنم
  2. شمارهٔ ۸۲۹ما را بود ز خون جگر لاله رنگ چشم
  3. شمارهٔ ۸۳۰دیده بر روی خیال تو شبی واکردیم
  4. شمارهٔ ۸۳۱تا ز یاد او دل غم پیشه رنگین می کنم
  5. شمارهٔ ۸۳۲بود آسودگی در اضطراب از چشم بی‌تابم
  6. شمارهٔ ۸۳۳به راه عشق در گام نخست از خود سفر کردم
  7. شمارهٔ ۸۳۴بسکه جا کرده است مهرت در سراپای تنم
  8. شمارهٔ ۸۳۵از غار راه ریزد عشق رنگ خانه ام
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.