پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳۱

تا ز یاد او دل غم پیشه رنگین می کنم

از شراب ارغوانی شیشه رنگین می کنم

بسکه در سیر چمن خون گریم از یاد قدی

سرو را چون موج صهبا ریشه رنگین می کنم

خاطرم را یاد رخسارت چمن پیرا بس است

از خیالت گلشن اندیشه رنگین می کنم

کوهسار از حسن سعیم صورت پیرایه یافت

بیستون را از شراز تیشه رنگین می کنم

شعله ور گردید هر برگ نی از آهم چو شمع

ز آتش سوداش جویا بیشه رنگین می کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۳به راه عشق در گام نخست از خود سفر کردم
  2. شمارهٔ ۸۳۴بسکه جا کرده است مهرت در سراپای تنم
  3. شمارهٔ ۸۳۵از غار راه ریزد عشق رنگ خانه ام
  4. شمارهٔ ۸۳۶تا بود سودای زلفش در سر شوریده‌ام
  5. شمارهٔ ۸۳۷نه از بیگانه چشم مردمی نه زآشنا دارم
  6. شمارهٔ ۸۳۸دشت را از جلوه اش رشک گلستان دیده ام
  7. شمارهٔ ۸۳۹نخست از پهلوی خود دید آفت ها دل تنگم
  8. شمارهٔ ۸۴۰به یمن همت عشقت ز قید دل رستم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.